گفتمان انقلاب

نقدی بر یک برنامه پربیننده

ماه عسل با طعم ۲۰۳۰

متاسفانه بحث ایدز در دوران کنونی، پوششی برای پیشبرد آموزش های صریح جنسی زود هنگام است. آموزش های جنسی کودکان و نوجوانان توسط سازمانهای تابعه سازمان ملل به صورت جدی به بهانه های مختلف در حال پیگیری است.

اخیرا و در کمال ناباوری در حالیکه والدین دلسوز و دغدغه مندان فرهنگ این کشور سرسختانه  و با چشمان تیز بین خود مراقب اجرای سند توسعه پایدار (۲۰۳۰) در مدارس کشور بودند، برنامه ماه عسل در قامت یک حامی ۲۰۳۰ و یک کارگر بی مزد و مواجب یونسکو ظاهر شد و نادانسته بدون در نظر گرفتن سطح سنی مخاطبین به تکرار ادعاهای واهی سازمان های صهیونیستی بین المللی پرداخت.
اگر چه موضوع صحبت مهمان برنامه درباره ویروس HPV بود ولی از آنجا که این ویروس هم از نوع انتقال مقاربتی (STI) است سرنوشتی مشابه با ویروس HIV پیدا می کند. برای درک اتفاقی که در این قسمت برنامه ماه عسل افتاد، لازم است ابتدا نکاتی را در مورد ویروس HIV و تاریخچه آن متذکر شویم.
ورود ایدز به ایران با خون های آلوده فرانسوی در دهه شست رقم خورد تا با این خیانت آشکار دولت فرانسه، پای این نکبت به کشور ما نیز باز شود. متعاقب این اتفاق، اولین مرگ بر اثر ایدز در سال ۱۳۶۵ که بر اثر فرآورده های خونی آلوده بود در ایران ثبت شد. رشد ابتلاء به این ویروس در دهه هفتاد شتاب بیشتری به خود گرفت و مسئولین امر به فکر مبارزه و پیشگیری از این بیماری افتادند. در اواخر دهه هفتاد بود که پای سازمان های بین المللی فعال در این زمینه به صورت جدی به کشور باز شد. در دولت اصلاحات با فشار سازمان های بین المللی و وادادگی ذاتی طیف حاکم بر دولت، پروژه ایدز هراسی در ایران کلید خورد و عناصر داخلی و خارجی با بزرگنمایی این بیماری راه را برای آموزش های جنسی و توزیع رایگان کاندوم باز کردند. اگرچه پای وسائل پیشگیری از بارداری از سالیان قبل و در دهه شست به بهانه کنترل جمعیت به کشور باز شده بود اما این بار بهانه پیشگیری از ایدز بر این بهانه افزون شده و این دو طرح به موازات یکدیگر در کشور اجرا شدند.
مطابق آمار وزارت بهداشت تا ابتدای دهه 90 حدود 65 درصد از طریق اعتیاد تزریقی، 20 درصد از طریق رابطه جنسی و بقیه از راه های دیگر مثل انتقال از مادر به جنین و ... به ایدز مبتلا شدند. با وجود این آمار واضح که بیشترین عامل انتقال را اعتیاد تزریقی ذکر می کند اما کماکان متصدیان امر به صورت مجدانه ای اصرار بر پیشگیری از نوع مقاربتی داشته و به آموزش مسائل جنسی مربوط به آن می پرداختند.
 از سوی دیگر طبق این آمار و در این برهه زمانی، طیف سنی مبتلایان به ایدز و جامعه هدف دریافت کننده آموزشهای پیشگیری از ایدز، تفاوت فاحشی با هم دارند. به طوری که آمار موجود، بیشترین ابتلاء مقاربتی را در سنین بالای 21 سال و عمدتا بین 25 تا 40 سال نشان می دهد، حال آن که آموزشهای جنسی مرتبط با ایدز از جمله استفاده از کاندوم تا سطح دبیرستان پایین آمد.
در این میان متأسفانه آمار سال ۱۳۹۴ رشد نگران کننده ای را در ابتلاء به HIV از راه مقاربت نشان می دهد این در حالیست که سیاست آموزش استفاده از کاندوم طی این سال ها به صورت مجدانه ای اجرا شده و نه تنها نتوانسته است از شیوع بیماری از طریق رابطه جنسی جلوگیری به عمل آورد بلکه میزان شیوع مقاربتی آن افزایش پیدا کرده است.
با اجرایی شدن سند توسعه پایدار یا همان 2030 از سال 2015، یونسکو و دیگر سازمان های تابعه سازمان ملل با تاثیر پذیری از جریانات همجنسگرایانه ذی نفوذ در سازمانهای بین المللی، تصمیم می گیرند سطح آموزش جنسی را تا سطح کودکان خردسال پایین آورند. بدین ترتیب این مهم در برخی اهداف سند توسعه پایدار به صورت کلی گنجانده شد و سازمانهای تابعه و مفسر سند ۲۰۳۰ که به شدت تحت تاثیر جریانات همجنسگرایی قرار دارند، به اجرای آن پرداختند.
مطرح شدن بحث سند ۲۰۳۰ در سال ۹۵ در ایران و پذیرش خودسرانه و غرب پرستانه این سند توسط دولت و اقدامات اجرایی دولت در راستای اجرای این سند و متعاقب آن واکنش دلسوزان نظام و انقلاب و اسلام خصوصا مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید، باعث توقف ظاهری اجرای این سند در آموزش و پرورش گردید؛ غافل از اینکه هدف آموزش های جنسی مندرج در اسناد بین المللی، از سالیان گذشته در وزارت بهداشت به بهانه جلوگیری از انتشار HIV در حال اجرا بوده است و حتی دامنه آن به مدارس نیز کشانده بود.
سازمانهای بین المللی از جمله یونسکو و سازمان بهداشت جهانی با همراهی همکاران داخلی خود مانند وزارت بهداشت و سمن های فعال در این زمینه، در موج جدید ایدز هراسی این بار بحث آموزش را از طریق مربیان بهداشت وارد چرخه آموزش کرده اند. بدین ترتیب مربیان بهداشت  در مدارس حضور یافته و به آموزش مباحث مرتبط به ایدز و استفاده از وسائل جلوگیری از جمله کاندوم به نوجوانان می پردازند.
برخی سمن ها (NGO) نیز در این میان با حمایت های بی دریغ، این ماموریت را در خارج از مدارس برای آموزش نوجوانان برعهده گرفته و در حال انجام آن هستند.


واقعیت در مورد ویروس HIV در ایران چیست؟
اما واقعیت در مورد ویروس HIV در ایران چیست؟ آیا این همه بزرگنمایی و ایدز هراسی لازم است؟ آیا این همه ایدز هراسی و آموزش های جنسی توانسته آمار ابتلاء به ایدز را در ایران کاهش دهد یا اینکه به بلوغ جنسی زودرس انجامیده است؟
توجه بی اندازه و بی حد وحصر سازمان های بین المللی و سازمان های فعال داخلی بر نوع دوم انتقال یعنی رابطه جنسی، علامت سوال بزرگی را برجای می گذارد. این سازمانها، با تکیه بر بزرگنمایی غیر واقع بینانه در این مورد، شروع به آموزش جوانان و نوجوانان خصوصا در مورد روش انتقال جنسی و جلوگیری از آن نموده اند.
واقعیت این است که تمامی موارد ثبت شده ابتلاء به این ویروس از ابتدا در ایران 36571 نفر است که با توجه به آمار ثبت نشده ممکن است این رقم به سه برابر افزایش یابد. مطابق آمار وزارت بهداشت و سازمانهای ناظر بین المللی، آمار مرگ و میر بر اثر ایدز در ایران از ابتدای ورورد ویروس تا زمان حاضر حدود 9 هزار نفر بوده که در سال های اخیر به طور میانگین سالانه ۵۰۰ نفر در اثر ابتلا به ایدز از دنیا رفته اند. این درحالی است که طبق آمار وزارت بهداشت آمار مرگ و میر بر اثر بیماری های قلبی رتبه نخست را در ایران دارد و تنها در سال 1394 با حدود 46 درصد آمار مرگ ومیر، حدود 177 هزار نفر را به کام مرگ کشانده است. در رتبه بعدی انواع سرطان قرار دارد که در این سال  بالغ بر 50 هزار ایرانی بر اثر ابتلا به آن از دنیا رفته اند که در این بین بیشترین سهم را سرطان معده به خود اختصاص داده است. تصادفات جاده ای سومین عامل مرگ و میر در ایران به شمار می رود که آمار سالیانه آن تکان دهنده است. بیماریهای تنفسی و دیابت در رتبه های بعدی قرار دارند که سالانه جمعیت انبوهی از ایرانیان را به کام مرگ می فرستند. این در حالی است که بنا بر اظهارات برخی مقامات وزارت بهداشت، 99 درصد بودجه مربوط به بیماری های قلبی صرف درمان می شود و عملا چیزی برای پیشگیری باقی نمی ماند.{۱}
اما قسمت جالب داستان اینجاست که بودجه برنامه مبارزه با ویروس HIV در جمهوری اسلامی درسال ۱۳۹۷ حدود ۷۰۰ میلیارد تومان پیش بینی شده که بخش عمده آن به آموزش اختصاص یافته است. این بودجه برای سال آتی حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان است.
سوال بزرگ اینجاست چرا چنین بودجه منسجمی برای جلوگیری از مرگ میر در موارد بالا برنامه ریزی و هزینه نمی شود؟
چرا در مدارس و متون آموزشی مدارس ما جای آموزش سبک زندگی سالم و صحیح که منجر به این حجم عظیم از چاقی، بیماری های قلبی و عروقی، سرطان و ... نشود، خالی است؟
چرا رگ غیرت وزارت بهداشت و متولیان امر برای کاهش آسیب های ناشی از تصادفات جاده ای بخاطر برخی خودروهای بی کیفیت داخلی و فرهنگ غلط ترافیک باد نمی کند؟
مطابق آخرین آمار موجود، بیشترین سن ابتلاء 25 تا 40 سال می باشد. اما چرا با وجود این آمار، این همه بر آموزش کودکان و نوجوانان اصرار می شود؟
مگر آموزش چندین ساله مسائل جنسی مربوط به پیشگیری از ایدز در سالهای پایانی دهه هفتاد و تمامی دهه هشتاد توانست از میزان ابتلای مقاربتی بکاهد؟ اگر سیاست آموزش مسائل جنسی در سنین پایین مفید بود چرا در اوایل دهه نود آمار ابتلای مقاربتی افزایش چشمگیری را نشان می دهد؟
جواب این سوالات در اهداف سند ۲۰۳۰ نهفته است. متاسفانه بحث ایدز در دوران کنونی، پوششی برای پیشبرد آموزش های صریح جنسی زود هنگام است. آموزش های جنسی کودکان و نوجوانان توسط سازمانهای تابعه سازمان ملل به صورت جدی به بهانه های مختلف در حال پیگیری است. برای آگاهی از اسناد آن کافی است به مقالات خانم شارون اسلیتر محقق آمریکایی در این زمینه مراجعه شود{2}. به نظر می رسد این هدف با بهانه های مختلف از جمله پروژه ایدز هراسی، کودک آزاری و امثال آن در سراسر جهان و در ایران در حال اجراست.
علاوه بر این، به لطف پیشرفت پزشکی، اکنون ویروسHIV در بسیاری از موارد با مصرف دارو غیر فعال شده و شخص مبتلا مانند یک فرد سالم ادامه حیات می دهد.


اما مجری در این برنامه چه کرد؟
اگر چه برنامه درباره ویروس HPV بود ولی از آنجا که این ویروس هم از نوع انتقال مقاربتی (STI) است، بحث آموزش های صریح جنسی در اینجا نیز مطرح می شود.
وی با مطرح کردن این بحث و دخالت غیر کارشناسی در بحث آموزش جنسی، و نیز ایجاد هراس از ویروس جدید، موج جدیدی از نیاز کاذب به آموزش کودکان و نوجوانان را ایجاد کرد. اما این بار به بهانه ویروس جدیدی که به ادعای مهمان برنامه به خلاف ایدز، در هر رابطه به صورت صد در صد منتقل می شود.
به عبارت دیگر، اگر تاکنون برای پیشگیری از ایدز فقط استفاده از کاندوم ترویج می شد،‌ از این پس ممکن است به بهانه پیشگیری از انتقال ویروس جدید موارد بیشتری به آموزش های جنسی افزوده شود. همچنین احتمالا گفته شود باید این آموزش ها از سنین کودکی انجام گیرد تا از آسیب های آن جلوگیری شود.
مجری این برنامه، با علم به اینکه بسیاری از مخاطبین وی نوجوانان کم سن و سال هستند و به خاطر جاذبه های عاطفی این برنامه ببننده آن شده اند، مباحثی را مطرح کرد که نه تنها به پیشگیری کمک نخواهد کرد بلکه کنجکاوی کودکانه و متعاقب آن آمار رفتارهای پرخطر جنسی را افزایش خواهد داد.
با تک تک کلمات صریح گفته شده در مورد HIV و HPV و پیشگیری از آنها، ذهن نوجوان درگیر یافتن پاسخ خواهد شد و به دنبال آن خواهد گشت. به دنبال مصادیق جلوگیری و به واسطه آن بر تمام مسائل جنسی تسلط خواهد یافت. اما بنابه اذعان کارشناسان غربی، تسلط و آگاهی بیش از اندازه در این سن او را بیشتر به سمت تجربه گرایی جنسی سوق می دهد نه پیشگیری. و این روند به بلوغ زودرس جنسی می انجامد.
بعد از این برنامه باید دید والدین چه پاسخی برای سوالات نوجوانان خود و یا کودکان بیننده این برنامه دارند؟
او میتوانست با مطالعه بیشتر بر روی تاریخچه ایدز و نظرات موافقین و مخالفین سیاست های توسعه پایدار با مرزبندی دقیق، به این فریب که کودکان و نوجوانان نیاز به آموزش های صریح جنسی دارند دامن نزند. و در محدوده تخصصی تربیتی ورود نکند و کار را به متخصصین واگذارد.
او می توانست بحث را در حد تولید یک واکسن حیاتی مدیریت کرده و پای آموزش کودکان و نوجوانان را به این مبحث باز نکند.
خوب بود وقتی آمارهای جامعه لاقید غربی در مورد این ویروس مطرح می شد، او و میهمان برنامه، آن جامعه را با جامعه ایرانی یکسان نمی پنداشتند و با مرزبندی صریح راه را بر آموزشهای صریح جنسی می بستند.
القاء مقایسه جامعه ایرانی با برخی کشورهای آفریقایی که به شدت در مسائل بهداشتی عقب افتاده هستند و نیز مقایسه با کشورهای بی قید اروپایی که در اوج بی فرهنگی و توحش به سر می برند، ظلمی آشکار به فرهنگ اسلامی- ایرانی جامعه ما و مردم مسلمان این کشور و همچنین نادیده گرفتن مجاهدت های پزشکان این مرز و بوم به خصوص در بعد از انقلاب اسلامی می باشد.
از این به بعد باید شاهد این باشیم که برخی مسئولین وزارت بهداشت، سلیبریتی ها و ...  با استناد به این برنامه که شاید در باطن هدفی مقدس را دنبال می کرد، اهداف شوم توسعه پایدار را دنبال کنند.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی باید پاسخگوی این مهم باشد که چرا تریبون را اینگونه آزاد و بی رقیب به جریانات خاص وا می گذارد و به جریان متخصص انقلابی مجال اظهار نظر در زمینه های چالش برانگیز روز را نمی دهد.

محمد حسین شفیعی

--------------------

۱. ایرنا کد خبر: 80862757 (3593717)

۲.  http://basijlaw.ir/sites/default/files/2030_khnwdh.pdf

https://familywatch.org

 

 

مطالب مرتبط
Wasael
Tabyeen
Taliyeh
Borhan
Kayhan
FarsNews
الوقت
Mashreq
598
RajaNews
khamenei.ir
Leader.ir
نظرات و دیدگاه ها
ارسال دیدگاه و نظر

منتخب سردبیر

ماه عسل با طعم ۲۰۳۰

ماه عسل با طعم ۲۰۳۰

متاسفانه بحث ایدز در دوران کنونی، پوششی برای پیشبرد آموزش های صریح جنسی زود هنگام است. آموزش های جنسی کودکان و نوجوانان توسط سازمانهای تابعه سازمان ملل به صورت جدی به بهانه های مختلف در حال پیگیری است.

خسارت محض بخش سوم

علیرغم ادعاهای آقای حسن روحانی، آمریکایی‌ها همان گونه که علنی هم اعلام کرده بودند، هیچ تحریمی را لغو نکردند؛ بلکه تنها برخی از تحریم‌های مندرج در برجام را به صورت موقت تعلیق کردند و برخی دیگر همچنان سر جای خود مانده اند.

رئیس‌جمهور کنونی آمریکا سرنوشتی بهتر از بوش و ریگان نخواهد داشت

یک تجربه‌ی مهمّ دیگر در این قضایای برجام، این است که گره زدن حلّ مسائل کشور به برجام و امثال برجام یا به مسائل خارجی، یک خطای بزرگی است. ما نبایستی مسائل کشور را، مسائل اقتصادی کشور و مسائل گوناگون کشور را گره بزنیم به امری که از اختیار ما خارج است، در بیرون کشور تدبیر میشود و تصمیم‌گیری میشود.

خسارت‌ محض بخش دوم

دولت یازدهم در پی توافق برجام، آنچنان ضربه ای به صنعت هسته‌ای کشور زد که جبران آن به این سادگی ها امکان پذیر نیست.

خسارت محض بخش نخست

اکنون با خروج آمریکا از برجام، زوایای پنهان این برنامه در حال آشکار شدن برای عموم مردم است. این زوایا، همان دغدغه های به حق دلسوزان نظام و نیروهای انقلابی بودند که حاصل تجربه چند دهه مذاکره و تعامل با جهان غرب بود.

پربازدیدها

مگر می‎شود انسان هدف زندگی را نشناسد و راجع به توسعه حرف بزند.

مگر می‎شود انسان هدف زندگی را نشناسد و راجع به توسعه حرف بزند.

اصل مطلب، شناخت هدف از زندگی کردن است، تا اصل مطلب جا نیفتد، سبک زندگی بدست نمی‎آید. مگر می‎شود انسان هدف زندگی را نشناسد و راجع به توسعه حرف بزند.

کلیپ هایی از استاد پناهیان

سخنرانی های مهمی از استاد پناهیان

نشست اول : نهم دی 1393

نشست شماره یک "گفتمان انقلاب اسلامی"، به مناسبت دهه بصیرت، با موضوع بررسی علل پذیرش قطعنامه 598 توسط امام خمینی (ره) و همچنین بررسی عوامل فتنه 88 برگزار شد.

آمادگی برای خطرناکترین سناریو

ملت ایران یک ملت کارآزموده و جنگ دیده است و آزمودن دوباره آنها خطاست

دومین پیش شماره نشریه داخلی گفتمان انقلاب اسلامی ؛ عصر جدید

دومین پیش شماره نشریه داخلی گفتمان انقلاب اسلامی ؛ عصر جدید منتشر شد.

تحلیل منشأ رفتار دولت یازدهم در عرصه سیاست خارجی

شناخت افکار مشاوران مسئولان بلند پایه کشور به ویژه رئیس جمهور در فهم چرایی و کیفیت تصمیم‎های آقای رئیس جمهور و موضع‎گیری‎ها و سخنان ایشان کمک خواهد کرد.