گفتمان انقلاب

بررسی انقلاب ایران

انقلاب اسلامی ایران، انقلابی که با گذشت زمان پویاتر، جوان‌تر، شاداب‌تر و سرزنده‌تر می‌شود.

هر انقلاب با گذشت زمان، به سوی عادی‌شدن سیر می‌كند. تنها انقلابی كه می‌توان گفت از این قاعده مستثنا است و هرچه از عمرش می‌گذرد، پیری شامل آن نمی‌شود، انقلاب اسلامی ایران است

انقلاب‌هایی كه تاكنون در دنیا رخ داده است،‌ برخی به هدف مادّی‌گرایانه مانند خوراك، ‌پوشاك و مسكن صورت گرفته است مانند انقلاب سرخ شوروی. برخی انقلاب‌ها برای دستیابی به استقلال بوده است مانند انقلاب گاندی در هند و گاهی انقلاب برای بیرون راندن دشمن و آزادی‎خواهی است مانند انقلاب الجزایر و ... . از سوی دیگر، انقلاب‌ها مشمول یك قانون كلی و عمومی است و آن این است كه هر انقلابی با گذشت زمان از شور و احساسات آن كاسته می‌شود وتدریجاً در گذر زمان، رنگ می‌بازد و به افول و غروب می‌گراید و حالت انقلابی، تدریجاً به حالت عادی همانند كشوری كه انقلابی در آن صورت نگرفته، تبدیل می‌شود. بنابراین انقلاب‌ها چه مادی‌گرایانه یا استقلال خواهانه یا آزادی‎خواهانه یا ظلم ستیزانه، معمولاً از این قاعده مستثنا نیستند.

لذا هر انقلاب با گذشت زمان، به سوی عادی‌شدن سیر می‌كند. تنها انقلابی كه می‌توان گفت از این قاعده مستثنا است و هرچه از عمرش می‌گذرد، پیری شامل آن نمی‌شود، بلكه با گذشت زمان، پویاتر، جوان‌تر، شاداب‌تر و سرزنده‌تر می‌شود، انقلاب اسلامی ایران است. راز شادابی و جوانی انقلاب اسلامی ایران چیست و چه عاملی سبب شده كه انقلاب اسلامی ایران از قانون حاكم بر سایر انقلاب‌ها متمایز گردیده و نه تنها اُفول نكند، بلكه هرچه بیشتر از عمر36 ساله‌اش می‌گذرد، مستغرق در شادابی، سرزندگی، پویایی و جوانی ‌شود؟ به نظر می‌رسد راز جاودانگی انقلاب اسلامی ایران، دینی بودن و اسلامی بودن آن است. چون دین، امری جاودانه است، انقلاب دینی هم جاودانه خواهد بود. بنابراین آنچه كه موجب تمایز انقلاب اسلامی ایران از سایر انقلاب‌ها گردیده و جوهره و هویت انقلاب اسلامی ایران را شكل می‌دهد، دین و اسلام است. اگر این جوهره نباشد، انقلاب اسلامی، تهی و بی‎محتوا خواهد شد. دشمن هم از جوهره و ماهیّت انقلاب اسلامی ایران، ناراحت است و آن را استثنا می‌خواند و معتقد است باید این استثنا را، استاندارد كرد. چون انقلاب اسلامی ایران از ملاك‌ها و معیارهای مورد نظر غرب زاویه داشته و آن‌ها را نادیده انگاشته است، پس یك استثناء است و باید با ملاك‌ها و معیارهای غربی، استاندارد شود. باید انقلاب اسلامی ایران را، با دموكراسی غربی، آزادی غربی، حقوق بشر غربی، و... استاندارد نمود.

 غرب برای استاندارد سازی انقلاب اسلامی ایران، نقشه‌هایی طراحی كرده است، كه به بعضی از آن‌ها بصورت اختصار اشاره می‌شود:

1. نفوذ در حاكمیت

آمریكا قبل از انقلاب، عوامل زیادی را در ایران در بخش‌های مختلف نظامی، اطلاعاتی، امنیتی، دولتی و مراكز اقتصادی بصورت آشكار و پنهان گماشته بود. بعد از انقلاب، عوامل آشكار او از كشور فرار كردند ولی عوامل پنهان و ناشناخته هم‌چنان حضور داشتند. علی‌رغم تسخیر سفارت آمریكا كه مشهور به لانه جاسوسی بود، باز هم دست‌های پنهان دشمن قطع نشد، لذا دولت موقت كه متشكل از دو حزب نهضت آزادی و جبهه ملی بودند، اكثراً غرب گرا بودند و آن را دشمن نمی‌پنداشتند و در جهت عادی‌سازی روابط، بسوی غرب گام بر می‌داشتند كه با تدبیر امام، آن‌ها عزل شده و نقشه‌های شیطانی‌شان نقش بر آب گشت. با انتخاب اولین رئیس جمهوری ایران، او هم تدریجاً مُهره غرب شد و برای براندازی نظام اسلامی، مجری خواسته‏‎های دشمنان گردید. او پس از خیانت‎های فراوان، سرانجام پس از انفجار حزب جمهوری اسلامی و به شهادت رسیدن مسئولین ارشد نظام اسلامی، به غرب پناهنده شد. با ریاست جمهوریِ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، دشمن ایشان را سدّی محكم و دژی پولادین در برابر خود یافت، لذا از ایشان قطع امید نموده و بر روی نخست‌وزیر وقت، میرحسین موسوی، سرمایه‌گذاری کرد كه در نهایت، منجر به خیانت در جنگ و گزارش غلط به امام و یکی از عوامل نوشاندن جام زهر به امام خمینی(ره) گردید.

دولت شهیدان رجایی و باهنر كه هر دو، مانعی بزرگ در برابر زیاده‌خواهی غرب به شمار می‌آمدند و هیچ‎گونه تطمیع و تهدیدی بر آن‌ها كارساز نبود، غرب از آن‌ها، نا‎امید شده، با همكاری مزدوران داخلی، آن دو بزرگوار را به شهادت رساندند. دولت سازندگی و دولت اصلاحات كه از هویت اصلی انقلاب اسلامی یعنی دینی بودن، فاصله گرفته و به اقتصاد و توسعه می‌اندیشیدند، ابزارهای مناسبی برای عادی سازی روابط با غرب، فاصله‌گیری از آرمان‌های انقلابی و دینی بودند. لذا این دو دولت، می‌توانستند بهترین وسیله برای استانداردسازی انقلاب اسلامی مطابق با معیارهای غربی باشند. با رویِ کار آمدن دولت عدالت در سال 84 و علی‌رغم مقاومت 4 ساله در برابر زیاده‌خواهی غرب، باز با نفوذ عوامل بیگانه، این مقاومت شكسته شد، به طوری که این دولت در چهار ساله دوم با رویكرد ملی‌گرایانه، ‌ایران باستان، توجّه به هنرمندان و کم‎توجّهی به باورها و گرایش‌های دینی، انقلاب اسلامی را بسوی عادی‌سازی سوق داد و راه را برای استانداردسازی غربی‌ها فراهم نمود. ذکر این نکته نیز لازم است که؛ نفوذ در حاكمیت، تنها اختصاص به مسئولین رده بالای حكومتی نداشت، بلكه در رده‌های میانی و پائینی هم به تناسب، عواملی نفوذ داشتند.

2. توطئه‌ها

برای استانداردسازی انقلاب اسلامی بر اساس ملاك‌های مورد قبول غرب، از ساعات اولیه پیروزی انقلاب، توطئه‌ها برای تسلیم‌سازی ایران و عادی‌سازی روابط، آغاز شد كه حمله به لشگر سنندج و به غارت بردن تمام تجهیزات نظامی در ساعات اولیه پیروزی انقلاب، سنگربندی گروهك‌ها در دانشگاه‌ تهران در روزهای اول انقلاب، ادعای خود مختاری تركمن‌ها، كُردها، خلق عرب، خلق مسلمان آذربایجان و خلق بلوچ، و طراحی كودتاهای متعدد علیه انقلاب از مواردی بود که دشمن برای عادی سازی انقلاب اسلامی ایران به کار برد.

3. ترور مسئولین، انقلابیون و حزب اللهی‎ها

مانند: رییس جمهور، نخست‌وزیر، ریاست دیوان عالی كشور، نمایندگان مجلس، ائمه جمعه و جماعت، مسئولین قضایی و... كه انقلاب اسلامی بیش از 17هزار شهید ترور،  تقدیم نموده است.

4. جنگ تحمیلی عراق

كه در شهریور 1359 به طول 1800 كیلومتر از اروندكنار تا نفت‌شهر بمدت 8 سال با تحریك صدام علیه ایران، آغاز شد و نزدیك یك دهه طول كشید.

توطئه‌هایی كه ذكر شد مربوط به دهه اول انقلاب اسلامی ایران  یعنی از سال 1357 تا سال 1367 بود كه البته دشمن در این دهه با مقاومت و پایداری امام، امت و مسئولین ایران مواجه شد. تلاش‌های مذبوحانه دشمن منتهی به شكست گردید  و ایران اسلامی روز به روز سرافرازتر و سربلندتر شد.

در دهه اول انقلاب، رهبری امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود، كه سد محكمی در برابر تهاجم دشمن به‌شمار می‌آمد. با رحلت امام و شكستن این سد پولادین، دشمن با تغییر تاكتیك و استراتژی، روش‌های مبارزه را از جنگ سخت به نرم و از توطئه به فتنه تغییر داد. انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی در شرایطی صورت گرفت كه كاملاً با آغاز رهبری حضرت امام رضوان‌الله‌تعالی‌علیه متفاوت بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اُمتی محزون، غمگین و عزادار مواجه شد كه امام خود را از دست داده بودند و یأس و نااُمیدی سراسر وجودشان را فراگرفته بود. پذیرش قطعنامه و آتش بس بین ایران و عراق با ابهاماتی همراه بود و دشمن پشت خاكریزها، چنگ و دندان نشان می‌داد و سرنوشت جنگ و آتش‌بس با ابهام و سرگردانی همراه بود.

بسیجیان و نیروهای نظامی أعم از سپاه، ارتش و بسیج، پس از 8 سال دفاع مقدس از جبهه‎ها باز گشته بودند، درحالی که دستاوردهای جنگ، برایشان کاملاً مشخص و واضح نبود. بحث اُسرا، مفقودین و جانبازان، یكی از مسایل مهمی بود كه نظام با آن مواجه بود.

ذخایر ارزی براساس گزارش مسئولین اقتصادی زیر خط قرمز قرار داشت و كشور در دهه اول انقلاب بواسطه بحران‌ها، توطئه‌ها و جنگ، از جهت پیشرفت، عمران و ساخت و ساز متوقف شده بود. راه‌ها، خطوط ریلی، ناوگان هوایی، پارك‌ها و توسعه فضای سبز، توسعه فضاهای آموزشی و هزاران مشكل اجرایی رودروی رهبری نظام خودنمایی می‌كردند. مقام معظم رهبری، سكاندار كشوری شده بود كه 8 سال درگیر جنگ و دفاع از خود بود و چشم انداز آینده، كاملاً مبهم، تاریك و نامشخص بود. ایشان وقتی برجایگاه ولایت فقیه تكیه زدند كه بسیاری از أقران ایشان، این جایگاه را به‌خوبی نمی‌شناختند و نهایتاً‌ آن را یك جایگاه رفیع سیاسی می‌دانستند، نه یك جایگاه دینی به‌عنوان نایب امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف كه حكمش، حكم امام معصوم‌علیه‌السلام است. از سال 1368 دشمن نیز مبارزه را از ترور، جنگ سخت نظامی، توطئه‌های خود مختاری و جنگ قومیتی، به جنگ نرم، شبیخون فرهنگی و فتنه تغییر تاكتیك داد.

روی كار آمدن دولت هاشمی و شكل گیری حزب كارگزاران سازندگی با محوریت توسعه اقتصادی، اولین زاویه و انحرافی بود كه به‌عنوان جداسازی انقلاب اسلامی ایران از هویت دینی و اسلامی خود رخ داد. تمام همّ وغمّ دولت سازندگی، اقتصاد و توسعه بود ولو باورها و ارزش‌های دینی در لابلای چرخ دنده‌های اقتصاد لِه شوند و شكاف‌های اقتصادی بین طبقات جامعه ایجاد گردد. حاصل 8 سال تلاش دولت سازندگی، ترویج گرایش‌هایِ مادی گرایانه در مسئولین و روحیه تجمل‌گرایی، راحت طلبی و شاهانه زیستن در برخی مسئولین بود و پیامدش، اندوختن ثروت‌های بادآورده برای برخی از مسئولین و آقازاده‌ها بود كه این زراندوزی، به‌دنبالش قدرت طلبی و ریاست طلبی را به همراه داشت. به‌دنبال همین تفكر، برخی از اعضای كارگزاران سازندگی، طرح مادم‌العمری ریاست جمهوری هاشمی‌رفسنجانی را مطرح كردند كه با مخالفت مقامات ارشد نظام مواجه شد. در نتیجه با تلاش كارگزاران سازندگی، از دل توسعه اقتصادی، دولتی با گرایش توسعه سیاسی روی كار آمد، كه با طرح شعار جامعه مدنی، تقابل با باورها و ارزشهای دینی را علنی كلید ‌زد. فضای سیاسی كشور متشنّج ‌شد، بورسیه‌های دانشجویی به خارج از كشور سرعت پیدا ‌كرد، آقا زاده‌های مسؤلین در بین بورسیه‌ها حضور فعالی پیدا کردند. پروژه استانداردسازی و عادی سازی انقلاب اسلامی ایران، سرعت بیشتری به‌خود گرفت. فتنه 18 تیر 1378 به‌بهانه تعطیلی یك روزنامه، ولی با هدف براندازی نظام شكل گرفت. اما میثاق امّت با امام در 23 تیر همان‌ سال، طومار فتنه 78 را جمع کرد.

سال 1384 بر خلاف انتظار غرب، دولتی استكبار ستیز روی كار آمد. شعارهای انقلاب، جان و نفس تازه‌ای به خود گرفت. باورها و ارزش‌های دینی حیات دوباره‌ای یافت. روی كار آمدن تفكر دینی و انقلابی و استكبار ستیزی در سال 1384، سببِ یأس و ناامیدی دشمن از استاندارد سازی انقلاب اسلامی ایران شد. لذا دشمن با تغییر تاكتیك و استراتژی، از براندازی از بیرون، به براندازی از درون تغییر مسیر داد. سال 1384پروژه براندازی از درون نظام، توسط برخی مسئولین سابقه‌دار نظام، كه در سال 1384، با شكست انتخاباتی مواجه شده بودند، کلید خورد و پس از 4 سال برنامه‌ریزی، منجر به آتش فتنه 88  شد. در این فتنه بسیار پیچیده، برخی از مسؤولین سابق از جمله: نخست وزیر زمان امام، برخی از رئسای جمهور سابق، برخی از وزرای گذشته، یکی از رئسای مجلس سابق و بعضی از نمایندگان مجالس قبل، تعدادی از مدیران، اُستانداران و مسئولین اجرایی گذشته، با دشمن همکاری کردند.


با مطالب گفته شده، روشن شد که دشمن چگونه انقلاب ما را استثنا می‌داند و برای استانداردسازی آن، هر تلاشی از جمله؛ نفوذ در حاكمیت، توطئه، ترور، كودتا، جنگ 8 ساله، فتنه 78، فتنه 88، اعزام دانشجو به خارج و بورسیه آقازاده‌ها و ... انجام داده است. اما در مقابل، رهبر انقلاب اسلامی با تدبیر و حکمت مثال‎زدنی در دو جنبه ایجابی ( نظام‌سازی و تمدن‌سازی اسلامی ) و جنبه ‌سلبی به خنثی‌سازی توطئه‌ها و نقشه‌های دشمن پرداخته است.

ابعاد ایجابی: نظام‌سازی و تمدن‌سازی رهبر انقلاب اسلامی

رهبر انقلاب مسیر حركت نظام و مسئولین را به پنج مرحله: انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، كشور اسلامی و تمدن ‌اسلامی ( جامعه اسلامی ) تقسیم نمودند كه تاكنون دو مرحله از مراحل پنج‌گانه انجام شده است. امّا در آغاز مرحله سوم یعنی اسلامی شدن دولت، این حركت كُند گردید.

یكی از ابزارهای مهم رهبری در نظام‌سازی و تمدن‌سازی، قوه مجریه و دولت است و رهبری به ‌كمك آنها می‌توانست نظام‌سازی را به ‌خوبی و به ‌سرعت انجام دهد اما متأسفانه، دولت‌های سازندگی، اصلاحات و عدالت هیچكدام نتوانستند ابزار مناسبی برای نظام‌سازی رهبری باشند. بنابراین حتی اگر مسئولین و دولت‌ها، از زیر بار این مسئولیت ( یعنی كمك به نظام‌سازی و تدوین زیرساخت‌ها و ریل‌گذاری برای حركت آینده )، شانه خالی می‎کنند، اما صورت مسأله پاك نخواهد شد و رهبری هر چند یك تنه، بار زمین مانده را بردوش خواهد كشید و با سختی زیاد، آن را به سرمنزل مقصود خواهد رساند. مقام معظّم رهبری از سال 1367 با یك دست، توطئه‌ها و فتنه‌ها را خنثی می‌سازد و نقشه تهاجم فرهنگی و غارت فرهنگی را افشا می‌سازد و با دست دیگر، نظام‌سازی و تمدن‌سازی را به پیش می‎برد.

اولین گام رهبری، تدوین سند چشم‌انداز 20 ساله نظام اسلامی و ترسیم حركت مسئولین بر اساس چشم‌انداز است. برای حركت در جهت تحقق مراحل چشم‌انداز، در اولین گام، مسأله تولید علم مد نظر قرار می‌گیرد. علی‌رغم اینكه كشور ما، در مرحله تولید علم، در پایین رده‌هایِ جدول دنیا قرار داشت، اما با تلاش بی‌وقفه و پی‎گیری‌های مستمر و جلسات مكرّر رهبر معظم انقلاب با حوزویان و دانشگاهیان، رتبه علمی كشور را در سال 2013، در خاورمیانه به رتبه اول و در جهان به رتبه چهاردهم ارتقاء می‌دهند و پیش‌بینی می‌شود اگر كشور با همین شتاب علمی، ادامه دهد، سال 2020، پنجمین رتبه علمی دنیا را به خود اختصاص خواهد داد.

بحث استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‌ای با نظارت گام به گام رهبری، چنان تحوّلی در كشور ایجاد می‌كند كه كشور را در رتبه نهم یا دهم جهانی قرار می‌دهد. در بحث هوا - فضا و پرتاب ماهواره، كشور اسلامی ایران رتبه‌های تك رقمی را به خود اختصاص می‌دهد و در مورد سلول‌های بنیادین و شبیه‌سازی، ایران اسلامی، در جایگاه ششم دنیا قرار می‌گیرد و در تكنولوژی‌های پیشرفته، نانو، نیروگاه‌های عظیم، برق، سدسازی و... رتبه‌های تك‌رقمی را جمهوری اسلامی، از آن خود می‌كند.

لازم به ذكر است، موارد فوق در  سایر كشورها به‌ علت مقرون به صرفه نبودن، معمولاً به ‌صورت كنسرسیومی ( مشاركتی ) انجام می‌گیرد. یعنی از آنجا كه برای یك كشور، هسته‌ای‌شدن یا پرتاب ماهواره، به‌ طور كامل مقرون به صرفه نیست، لذا كشورها سعی می‌كنند بصورت مشترك آن را انجام دهند. مثلاً در مسأله هسته‌ای، ممكن است یك كشور سانتریفیوژ، و دیگری آب سنگین و كشور دیگر كیك زرد آن را تأمین كند، یا در هوا - فضا، یك كشور، ماهواره را می‌سازد و دیگری ماهواره بَر و در كشور دیگر، مثل قزاقستان سكوی پرتاب را قرار می‌دهند. اما جمهوری اسلامی از آنجا كه مورد بغض غربی‌هاست و آن را مورد تحریم همه جانبه قرار داده‌اند، باید همه مراحل هسته‌ای، هوا - فضا، نانو و ...،  از صفر تا صد را خود انجام دهد كه این كار تقریباً در دنیا بی‌نظیر است. می‌توان مدعی شد از این جهت ایران در همه این موارد، جزء اولین‌هاست و رتبه اول را به خود اختصاص می‌دهد.

رهبری علاوه بر ایجاد نشاط، امید و شادابی در ملت و زدودن ابرهای یأس و ناامیدی، هم‌چنان محكم و استوار به نظام‌سازی و ریل‌گذاری، به حركت آینده كشور شتاب می‌بخشد و در كنار اقتدار علمی، اقتدار نظامی را نیز مورد توجه قرار می‌دهد. حضور ایشان در دانشكده‌های افسری، جلسه با فرماندهان نظامی، برگزاری مانورهای نظامی و تشویق و ترغیب فرماندهان به آمادگی و به ‌روز رسانی تجهیزات نظامی در صنایع مختلف موشكی، هوا فضا، پهبادها، اژدرها و... ، چنان قدرتی برای جمهوری اسلامی ایجاد می‌كند، كه كشور را از جهت موشكی به چهارمین كشور دنیا ( بعد از آمریكا، روسیه و چین ) تبدیل می‎کند. امروز قدرت موشكی ایران، رعشه بر اندام صهیونیست‌های غاصب انداخته و خواب از چشمان آنها ربوده است و تمام تلاش غربی‌ها و 1 + 5 برای نجات این غده سرطانی، از ترس آتش گداخته موشك‌های ایرانی است. در زمینه تجهیزات نظامی در نیروهای سه‌گانه؛ زمینی، هوایی و دریایی، در ارتش، سپاه و بسیج، چنان باب وسیعی باز ‌شده است كه ورود به آن پایانی ندارد و افتخاراتی حاصل شده است كه هنوز جهانیان از آن خبر ندارند.

 در زمینه سیاست خارجی، مقام معظم رهبری به‌گونه‌ای نظام‌سازی كردند كه سازمان‌های جاسوسی دنیا همانند سازمان سیا CIA،  اینتلجنت سرویس، موساد، B.N.D آلمان، و D.C.R.I فرانسه، دچار سردرگمی شدند و نفهمیدند چگونه به محاصره ایران اسلامی درآمده‌اند. شكل‌گیری و تقویت حزب‌الله لبنان، شكست بزرگترین ماشین جنگی دنیا در جنگ 33 روزه و پیروزی غزه در جنگ‌های 22 روزه، 8 روزه و...، شكل‌گیری بیداری اسلامی در مصر، تونس، لیبی و...، شواهد بسیار خوبی است بر نظام سازی رهبری در زمینه سیاست خارجی. اگرچه بیداری اسلامی موقّتاً كُند شده است، اما این حركت هرگز متوقف نخواهد شد و در آینده به حركت خود ادامه خواهد داد. سیاست‎های جمهوری اسلامی در عراق، افغانستان، سوریه، لبنان و ... گواه دیگری بر نظام سازی رهبر معظم انقلاب در سیاست خارجی است. ولیّ امر مسلمین جهان در مراحل پنجگانه  ( انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، كشور اسلامی و تمّدن اسلامی )، هرگز در یكی از این مراحل متوقف نشده‎اند و در كنار تولید علم، تجهیزات نظامی، اطلاعاتی و سیاست خارجی، موضوع سیاست داخلیِ كشور را نیز، مورد توجّه ویژه قرار داده‎اند. لذا برای تحقق یك كشور اسلامی، سندهای مهم بهداشت سلامت، سند جمعیتی كشور، سند اقتصاد مقاومتی و تبیین سبك زندگی ایرانی - اسلامی را ابلاغ نمودند و برنامه‌هایی برای اجرای آن‌ها ارائه نمودند كه متأسفانه از ناحیه مسئولین اجرایی، به طور جدّی پی‎گیری نمی‌شود. امّا رهبر معظم انقلاب به طور دقیق به رصد امور می‌پردازند و مطالبات زیادی از مسؤولین دارند كه باید آنها را محقّق سازند مانند قطع درآمد كشور از نفت و صادرات آن، پرداختن به تولید ملی، كار و سرمایه ملی، راه اندازی كرسی‌های نظریه‌پردازی، وجدان‌كاری، نظم و انضباط اجتماعی، صرفه‌جویی و قناعت، تحوّل در برنامه‌های حوزه‌های علمیه، اسلامی‌سازی علوم انسانی و ...، از مواردی است كه همچنان از سوی مسؤولین مربوطه، بی‌پاسخ مانده است.

آمریكا، انقلاب ایران را یك استثناء می‎داند و تلاش می‌كند این استثناء را، استاندارد كند. همه تلاش آمریكا برای استاندارد سازی انقلاب اسلامی ایران، حذف روحیه انقلابی، جهادی و حزب اللهی مردم ایران اسلامی است. امّا در نقطه مقابل، رهبر معظم انقلاب، همه تلاش‌شان، حفظ این روحیه انقلابی و دینی است. اینكه چفیه بصورت مستمر زینت دوش رهبری است یک شاهد و نمونه کوچک از تأکید و اصرار رهبری بر حفظ این روحیه است. جمله نورانی امام خامنه‌ای در سال 1392 كه فرمودند: « من انقلابی‌ام، دیپلمات نیستم » یك شعار استراتژیك و راهبردی است که به بهترین شکل، نشان می‎دهد که علاوه بر مردم، مسؤولین ارشد نظام نیز باید انقلابی باشند. دشمن با شگردهای گوناگون، سعی می‌كند روحیه انقلابی را حركتی افراطی و تُند معرفی كند و درصدد است شعار اعتدال را، شعاری در راستای تضعیف روحیه انقلابیِ مردم قرار دهد به همین دلیل رهبر معظم انقلاب در جمع كارگزاران نظام فرمود: مراقب باشید جریان‌های مؤمن را با شعار اعتدال كنار نزنند، ...  نیروهای جوان، انقلابی، متدین، با نشاط را در ادارات ...، در اولویت قرار دهید.

 در اینجا به نمونه‌هایی از نقشه دشمن برای حذف روحیه انقلابی از ایران اسلامی و استاندارد كردن ایران به ‌هدف عادی‌سازی و میانه‌روی، اشاره می‌شود:

نیویورك تایمز اعلام می‌كند: « دستیابی به یك توافق نهایی سرآغاز یك بحث و مناقشات است نه پایان آن، ایران باید مشخص كند كه می‌خواهد هم‌چنان كشوری انقلابی بماند یا راه عادی‌سازی را در پیش بگیرد ». این عادی‌سازی، همان استانداردسازی غربی نسبت به انقلاب اسلامی ایران است.

الشرق‌الاوسط می‌نویسد: هدف حزب سیاسی هاشمی ‌رفسنجانی، خاتمه دادن به فصل انقلاب است. رفسنجانی و اطرافیانش معتقدند: می‌توان با ریاست بر مجلس خبرگان، ایران را از تب انقلاب خارج كرد. حذف روحیه انقلابی‌گری و عادی‌سازی روابط، از اهداف حزب هاشمی و اطرافیانش است.

حسین مرعشی که از بستگان آقای هاشمی و سخنگوی حزب کاگزاران است، در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد، تاریخ 21 دی 1393، در مصاحبه‎ای با عنوان:  هدف روحانی از همه‌پرسی، صحبت با مردم است، می‎گوید: « روحانی با مطرح کردن موضوع همه‌پرسی به نوعی با مردم صحبت می‌کند یعنی می‌خواهد با گرفتن موضع انتقادی در سخنرانی‌ها به مردم بگوید که دولت با مشکلات و بعضاً حتی با بن‌بست‌هایی رو به رو است... ما باید مشخص کنیم که می‌خواهیم همچنان یک دولت انقلابی داشته باشیم یا به دنبال دولتی مستقل هستیم که می‌خواهیم به مسائل داخلی بپردازیم و ایران و جمهوری اسلامی را تقویت کنیم. به نظر من این موضوع یکی از کلیدی‌ترین راهبردهاست. اگر بخواهیم انقلابی بمانیم و انقلابی رفتار کنیم باید از یک نوع ابزارهای خاص استفاده کنیم، باید سازمان‌هایی مثل بسیج و سپاه را تقویت کنیم، باید یارگیری‌هایی در منطقه از نهضت‌های سیاسی و اجتماعی داشته باشیم، باید حوزه نفوذمان را در خاورمیانه افزایش دهیم؛ اما اگر راهبرد اصلی ما این باشد که به عنوان کشوری که حامل ارزش‌های اصیل است از درون، کشور و نظام را تقویت کنیم، ابزارهای متفاوتی احتیاج دارد؛ برای پیشبرد این راهبرد باید تعاملات خارجی را افزایش بدهیم، سرمایه‌گذاری‌های خارجی را تقویت کنیم، نظام‌های اداری توسعه را مورد توجه قرار دهیم و فکر و ذکرمان رشد اقتصادی و تعامل با دنیا باشد. من فکر می‌کنم این کلیدی‌ترین سؤالی است که اگر قرار باشد روزی رفراندومی انجام شود باید از مردم ایران پرسیده شود. مردم باید تصمیم بگیرند که می‌خواهند دولت و نظام پیشتاز در منطقه و جهان داشته باشند یا ترجیح می‌دهند نظام و دولت‎شان مستقر و در خدمت توسعه و آبادانی کشور و نظام باشد».

برخی از سخنان مسئولین ولو ناخواسته و ناآگاهانه در راستای اهداف آمریكا، برای عادی‌سازی و استاندارد‌سازی انقلاب اسلامی ایران است، مانند: « به تمسخر گرفتن مبارزه با ابرقدرت‌ها با عنوان بهانه برای جیب‌بُری و غارت اموال مردم، عدم رضایت از پهنای باند اینترنت و دستور برای افزایش پهنای باند و سرعت اینترنت، پایان یافتن دوران بلندگوها، منبرها و تریبون‌های یك طرفه و تعبیر از منابر به استبداد پیام، و جدیدالاسلام خواندن مخالفین ماهواره و شبكه‌های ابتذال، اتهام بیكار و متوّهم به كسانی كه غصه دین و آخرت مردم را می‌خورند، عدم دخالت در زندگی مردم،  بهشت‌زوری و اجباری، فراموشی مشكلاتی كه تاكنون غربی‌ها برای ایران اسلامی پیش آوردند‌ و آشتی با غرب، ادعای اینكه آمریكا که با یك بمب ظرف 10 دقیقه ‌سیستم دفاعی ایران را از كار می‌اندازد، از 4 تا تانك و موشك ما می‌ترسد؟ و...، نمونه‌هایی از خودباختگی و وادادگی در مقابل غرب و عادی سازیِ انقلاب اسلامی است ». ‌مشاور رئیس جمهور، محمود سریع‌القلم می‎گوید: اگر ایران بخواهد توسعه و پیشرفت كند، باید از اسلام، تشیّع و شعارهای انقلاب دست‌بردارد. و به جهانی‎سازی بیندیشد. نمی‌توان هم شعار انقلابی داد و هم دم از توسعه و پیشرفت زد.

اما نظام‌سازیِ مقام معظم رهبری و ریل‌گذای ایشان بصورت آرام و خاموش، علی‌رغم همه توطئه‌ها و فتنه‌ها، منجر به اقتدار جمهوری اسلامی و كارآمدی حكومت دینی، مبتنی بر ولایت فقیه شده. نشریه آمریكایی نشنال ریویو می‌نویسد: آمریكا از بیروت تا بغداد و صنعا دچار انفعال است اما ایران روز به روز قدرتمندتر می‌شود.

24 نیوز می‌نویسد: ایران پیروز نبرد شیعه و سنی خواهد بود. حلقه نفوذ ایران با عراق، سوریه و لبنان در شمال و یمن در جنوب، بخوبی گرداگرد عربستان را فرا گرفته است. هدف بعدیِ ایران،‌ بحرین است.

فارین پالیسی می‎گوید: پیوستگی ماهوی میان شیعیان ایران و عراق، به ایران نقشی را داده كه آمریكا تنها می‌تواند آرزوی آن را داشته باشد. آمریكایی‌ها، آرزو دارند قدرت نفوذ امروز ایران را در منطقه داشته باشند.

اسرائیل تایمز: این آمریكاست كه به ‌شدّت به ‌توافق با ایران تمایل دارد چون آمریكا معتقد است كه ایران توانایی زیادی در حل معضلات افغانستان، عراق، سوریه و یمن دارد.

فارین پالیسی: ائتلاف تمام متحدان آمریكا علیه داعش، شكست خورده است، زیرا مهم‌ترین و كلیدی‌ترین بازیگر منطقه یعنی ایران، فراموش شده است... اسرائیل عصبانی است. عربستان از خشم، كبود شده است. بعد از نامه اوباما به رهبر معظم انقلاب ایران، همه بُهت زده شده‌اند، خاورمیانه در حال تغییر است.

فایننشال تایمز إدعا می‌كند، ایران طی چند روز، شكاف‌های امنیتیِ بزرگ عراق را كه آمریكا بعد از 9 سال و با خرج كردن میلیاردها دلار نتوانسته بود پُر كند، درست كرد.

شبكه راشاتودی: نگرانی غرب از برنامه هسته‎ای ایران ساختگی است، هدف اصلی آن‌ها جلوگیری از قوی‎تر شدن ایران است.

لس آنجلس تایمز: برنامه هسته‌ای، مانعی در مقابل تغییر حكومت ایران و سَمبُلی از وضعیت بسیار قدرتمند این كشور در منطقه است، نباید این وضعیت را دستِ كم بگیریم.

 

مطالب مرتبط
Wasael
Tabyeen
Taliyeh
Borhan
Kayhan
FarsNews
الوقت
Mashreq
598
RajaNews
khamenei.ir
Leader.ir
نظرات و دیدگاه ها
ارسال دیدگاه و نظر

منتخب سردبیر

بیانه مجموعه گفتمان انقلاب اسلامی در پی ضرب و شتم یکی از بانوان کرمانی در یکی از نمایندگیهای سایپا در کرمان

بیانه مجموعه گفتمان انقلاب اسلامی در پی ضرب و شتم یکی از بانوان کرمانی در یکی از نمایندگیهای سایپا در کرمان

مسئولین ذی‌ربط کرمان وظیفه دارند در أسرع وقت، ضارب را به مجازات قانونی رسانده و مراتب را به اطلاع عموم مردم عزیز برسانند.

حمایت از مواضع قاطع امام جمعه محترم پردیسان در نماز جمعه

مجموعه فکری فرهنگی گفتمان انقلاب اسلامی مراتب تشکر و قدردانی را از مواضع و بیانات قاطع حضرت حجت الاسلام و المسلمین قوامی (دامت برکاته) در نماز جمعه سوم اسفند ماه 1397 به عمل می آورد.

بیانیه مجموعه فکری فرهنگی گفتمان انقلاب اسلامی به مناسبت ارتحال حضرت آیت الله مومن

این فقیه بزرگ هیچگاه زندگی ساده و زاهدانه خود را کنار نگذاشت و همواره پشتوانه نظام اسلامی محسوب می شد.

در صحنه ماندن و پیروی از ولایت فقیه، رمز ماندگاری انقلاب است.

رمز پیروزی بر دشمن، ولایتمداری و اطاعت از امام جامعه است لذا هر جا مردم از ولیّ الهی پشتیبانی کردند و به میدان آمدند، نصرت الهی را به همراه داشته است.

ما در منطقه ستون خیمه معاویه را داریم می بینیم، آن چه مهم است، داخل کشور است

درجنگ صفین امیرالمومنین (ع) فرمودند چهار ماه صبر کردید، یک روز دیگر صبر کنید، یک مشت آدم رفاه طلب دنیا زده، گفتند نه، آدم هایی که چهار ماه صبر کردند، اگر یک روز صبر کرده بودند، تاریخ تغییر می کرد، معاویه نابود می شد، بنی امیه از بین می رفتند و دیگر یزید نبود و کربلایی اتفاق نمی افتاد.

پربازدیدها

مگر می‎شود انسان هدف زندگی را نشناسد و راجع به توسعه حرف بزند.

مگر می‎شود انسان هدف زندگی را نشناسد و راجع به توسعه حرف بزند.

اصل مطلب، شناخت هدف از زندگی کردن است، تا اصل مطلب جا نیفتد، سبک زندگی بدست نمی‎آید. مگر می‎شود انسان هدف زندگی را نشناسد و راجع به توسعه حرف بزند.

نشست اول : نهم دی 1393

نشست شماره یک "گفتمان انقلاب اسلامی"، به مناسبت دهه بصیرت، با موضوع بررسی علل پذیرش قطعنامه 598 توسط امام خمینی (ره) و همچنین بررسی عوامل فتنه 88 برگزار شد.

کلیپ هایی از استاد پناهیان

سخنرانی های مهمی از استاد پناهیان

دومین پیش شماره نشریه داخلی گفتمان انقلاب اسلامی ؛ عصر جدید

دومین پیش شماره نشریه داخلی گفتمان انقلاب اسلامی ؛ عصر جدید منتشر شد.

آمادگی برای خطرناکترین سناریو

ملت ایران یک ملت کارآزموده و جنگ دیده است و آزمودن دوباره آنها خطاست

تحلیل منشأ رفتار دولت یازدهم در عرصه سیاست خارجی

شناخت افکار مشاوران مسئولان بلند پایه کشور به ویژه رئیس جمهور در فهم چرایی و کیفیت تصمیم‎های آقای رئیس جمهور و موضع‎گیری‎ها و سخنان ایشان کمک خواهد کرد.